بسم ربّ علی؛ بهنام علی شعر میگویم از مرام علی شکرُللّه! زندگی کردم ذیل الطاف ناتمام علی لوط و عیسی و شیث و ابراهیم رشکدارند بر مقام علی آدم و نوح و هود و صالح هم زائر وادیالسّلام علی که خداوند، انبیائش را امر کرده به احترام علی جبرئیل از ادب به وقت نماز مینشیند بهروی بام علی گرچه از انبیاء نبود ولی وحی، جاریست در کلام علی بینهایت اگرچه ثروت داشت توسَن نفس بود رام علی نان جو بود و اندکی خرما قوت شاهانهی صیام علی آنچنان که نبود جز اورا طاقت خوردن طعام علی خندهرو بود با رعیّت خود گرچه شیرین نبود کام علی کوهها، استوار سجدهی او آسمان، قائم از قیام علی صالحین در سلام، جز او کیست؟ سوی خود میرود سلام علی روح ما عاهَد است و در همه عمر کس ندیده است انفصام علی آنچنان در تمام طول حیات به جهاد است اهتمام علی بوی مرداب عافیتطلبی نرسیده است بر مشام علی لفظ اجسادهم نحیفه ببین نیست تنپروری، مرام علی من چه میخواهم از خدا غیر از بندگی علی الدّوام علی من که اینگونه مست او هستم جرعهای خوردهام ز جام علی او که شأنش فراتر است؛ بگو پا به فرقم نهد غلام علی