تصویر محمدحسین حدادیان - کشتنش اما میگفتن خودش مرد

کشتنش اما میگفتن خودش مرد

[ محمدحسین حدادیان ]
کشتنش اما می‌گفتن که خودش مرد
خودش حتما یه روز محکم به در خورد

خودش خورده به جایی چشم و گونش
خودش آتیش گرفت لابد تو خونش

داد و بی‌داد

از بعد تو گفتم همیشه
خانومم این خونه اون خونه نمی‌شه

سی سال شاید بعد دستاش
محاسنم شونه نمی‌شه

روضه می‌خوندی همش با حسین
بگو من غریب‌ترم یا حسین

زنده بودم پیش چشمای من
زنمو زدن اما حسین

زینبو اهل حرم دل نگرانند
حسین تا هست زن‌ها در امانند
حسین تا هست خیمه روبراهه
غم ناموس بعد از قتلگاهه

تنها شدی و جنگیدی تنها، ابی‌عبدالله
کشتن تو رو مقابل زن‌ها، ابی‌عبدالله

همه منتظرن مادرش برسه 
کاش صدای برادر به خواهرش برسه
 
دست قاتل اگه به سرش برسه 
خدا به داد موی دخترش برسه

همونی که ازم پدرم رو گرفت
با یه عده حرومی دور حرم گرفت

تو نبودی به زور معجرم رو گرفت
اومدم فرار کنم موی سرم رو گرفت

موشو گرفت حرمله به زور النگوشو گرفت

(در زیر پای اسب، دو کودک ز دست رفت)

صلی‌ الله علیک يا اباعبدالله

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه محمدحسین حدادیان حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های محمدحسین حدادیان

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد