نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وای، وای مادر... وقتِ بُردنه ولی، قُنفذ چرا مُعَطّلی؟ دستِ زهرا رو بزن، پیشِ چشمای علی غلاف بالا رفت، فاطمه افتاد و مولا تنها رفت نالهی زهرا تا عَرشِ اَعلیٰ رفت، واویلا ریسمان و بازوی خِیبرگشا، وا غُربَتا یاسِ علی به زیرِ دست و پا، وا غُربَتا زینب تو کوچهها میزد صدا: وا غُربَتا وای، وای مادر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد