نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به سمت در اومد مغیره با هیزم ناله من گم شد تو خنده مردم سیلی و مسمار شد اجر جهاد من صدا زدم فضه برس به داد من در روی تو افتاد، از روی تو رد شد تو رو زدن اما برای علی بد شد قلاف شمشیر رو بازوی یار من مغیره میخنده به زولفقار من با گوشه چادر اشک تو پاک کردم آرزوهامو من همون جا خاک کردم با آتش این در تو سوختی و ساختی روی منو محسن عباتو انداختی دلا کجا رفتن این روضه مادر عبا میشه تابوت برای علی اکبر کربلای شد دلای زهرایی چه اربا اربایی بازم یه جای دیگه عبا به کار امد حرمله وقتی که تیره سه شعبه زد علی رو تا خیمه زیر عبا آورد رباب همون جا مُرد حضرت زهرا به این روضه حساس زیر خلاص امشب روضه عباس چجوری تا خیمه تو رو بیارم من عبا ندارم من یک عبا داشتم و خرج علی اکبر شد با چه از روی زمین جسم تو را بردارم چجوری تا خیمه تو رو بیارم من اندازه قدت عبا ندارم من به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من عذاب کردنت،منعِ آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت تنگه غروبه تنگه غروبه بالای گودال خواهری سینه میکوبه این غسل چندم است که آغاز میکند آه سرم بابا آه سرم بابا انقدر منو زدن کمرم بابا سلام آقا که الان رو به روتونم من اینجام وزیارتنامه میخونم حسین جانم بذار سایهات همیشه رو سرم باشه قرار ما شب جمعه حرم باشه خدایی نامرده اونی که با نیزه راه گلوت سد کرده یا اونی که پیش زینب جسم تو رو لگد کرده قرار نبود که بین ما بیفته فاصله یه ذره تربتت، برام شفای عاجله حال و روزم اینه نوکرت شبانه روز تو فکر اربعینه یه کنج از حرم بهم جا بده دلم تنگته خدا شاهده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد