

چه همسری، که علی را به وقت حظّ حضور شکوه باور معراج داشت دیدن او چه مادری، که به تدریس درس عاشورا حریم مدرسهی کربلاست دامن او بنازم اینهمه احساس بی تعلق را که بار پیراهنی را نمیکشد تن او چه بادی آمده سوسوی خانه را ببرد گمانم آمده بانوی خانه را ببرد