توان واژه کجا و مدیحه گفتن او
سعید خرازیپسندیدن8
بازدید2.5K
توان واژه کجا و مدیح گفتن او؟ قلم قناری گُنگیست در سرودن او کشاندنش به صحاریِ شعر ممکن نیست کُمِیت معجزه لنگ است پیش توسن او چه دختری، که پدر پشت بوسهها میدید کلید گلشن فردوس را به گردن او چه همسری، که علی را به وقت حظّ حضور شکوه باور معراج داشت دیدن او میمیرم اگر ابالحسن گریه کند یک کوه غرور پیش من گریه کند یا رب چه کنم که حیدر آرام شود؟ سخت است که مرد پیش زن گریه کند من که بودم همه جا یار همه میگشودم گره از کارِ همه حال بی مونس و یارم چه کنم؟ گره افتاده به کارم چه کنم؟ این سخن ورد زبانها افتاد دیدی آخر علی از پا افتاد؟