چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
محمدحسین پویانفرپسندیدن6
بازدید3.9K
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی چه اشکها که در گلو رسوب شد نیامدی برای ما که خستهایم و دل شکستهایم نه ولی برای عدّهای چه خوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن، تبر به دوشِ بتشکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی تمام روز هفته را در انتظار جمعهام دوباره صبح، ظهر نه غروب شد نیامدی