
دوریم از رخ ماه، أین بقیةالله ماندیم در دل چاه، أین بقیةالله دلتنگ یار بودیم هر روز، وقت و بیوقت گفتیم گاه و بیگاه، أین بقیةالله أین بقیةالله... یا رب تفضّلی کن، خسته شدیم از این غم با ما کمی بیا راه، أین بقیةالله ماه خداست این ماه، از برکتش به مهدی ما را رسان در این ماه، أین بقیةالله یکشب نجف عطا کن تا در حریم حیدر گوییم تا سحرگاه، أین بقیةالله أين بقية الله... آب از سَرم گذشته، عمرم به سر رسیده از سینه میکشم آه، أین بقیةالله هربار روضه رفتیم، هربار گریه کردیم گفتیم ناخودآگاه، أین بقیةالله در بین آتش و دود، مادر صدات میزد أین بقیةالله، أین بقیةالله وای من و وای من و وای من وای من میخ در و سینهی زهرای من، وای من در وسط کوچه تو را میزدند **** چندین جوان مَه جبین خوابیدهاند زیر زمین باور نداری رو ببین رفتند و ما هم میرویم