نه سوز دل داریم، نه چشمان تر داریم

نه سوز دل داریم، نه چشمان تر داریم

[ محمدحسین پویانفر ]
نه سوزِ دل داریم، نه چشمان تر داریم
از حال و روز خود که ما بهتر خبر داریم

نه سجده‌ی طولانیِ ما قابل وصف است
نه حالِ اشک و توبه هنگام سحر داریم

دنیا، مسافرخانه‌ی ما بود ای مَردم 
از این مسافرخانه کِی قصد سفر داریم؟

گیرم که درب این قفس را باز بگذارند
ما لحظه‌ی پرواز کردن بال و پَر داریم

صاحب‌نفَس‌ها تا ابد گمنام می‌مانند 
ما تا کجاها شوق شهرت را به سر داریم

بی‌آبروها بیشتر محتاج خوبان‌اند 
از ما مگر در این حرم محتاج‌تر داریم؟

با دست خالی آمدم اما دلم قرص است 
چون از درِ این خاندان قصد گذر داریم
 
این خانواده فرق دارد با همه عالم
حاشا که از دامانشان ما دست برداریم!

ما خونِ دل خوردیم، بین روضه‌ی گودال
هر چه نداریم از قضا خونِ جگر داریم

هر روز حول ساعت سه روضه می‌خوانیم 
مثل غروبِ جمعه قلبی شعله‌ور داریم

زیر لحد تنها شدن را دوست دارم چون 
آن‌جا برای گریه وقتی بیشتر داریم

گفتند دخترهای او لب‌تشنه‌ایم اما 
شکر خدا در بین این صحرا پدر داریم
 
وقتی که سنگ از لابه‌لای نیزه می‌آید 
دستان خود را روی سر عین سپر داریم
 
ما نان و خرما از کسی هرگز نمی‌گیریم 
سیریم، از بس طعنه از هر رهگذر داریم
****
در جشن دلِ شکستنی را نبَرید
آغشته به خون پیروهنی را نبَرید

از ما که گذشت مَردم شام اما
دیگر سر بازار زنی را نبَرید

ای کون و مکان خاک رَه قنبر تو
ای گردش کائنات بر محور تو

بنما قدمی رنجه به دروازه‌ی شام
افتاده به شمر حاجتِ دخترِ تو

در پرده برای تو بخوانیم ولی حیف
بی‌پرده تو را بر سر بازار کشیدند

پربازدید ترین شعر اول محمدحسین پویانفر محرم و صفر مناجات با امام زمان (عج)

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر مناجات با امام زمان (عج)

محبوب ترین محرم و صفر مناجات با امام زمان (عج)

محبوب ترین محمدحسین پویانفر

نظرات