نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چنان به گوش بیابان نوای من مانده که در جَنان پدرم در عزای من مانده چه لقمهها که گرفت از تنم سُم مرکب ز من گذشت و کنون تکّههای من مانده منی که قاسم بودم دگر شدم تقسیم به روی خاکِ خودم نه که جای من مانده تنم ضریح شده، حفره حفرهام کردند در این بدن حرم مجتبای من مانده هزار سنگ سرم را نشانه رفت عمو هزار جای شکسته برای من مانده مرا به سینه گرفتی ولی مراقب باش که میبری تنم و دست و پای من مانده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد