نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من هوای جبهه دارم ای عمو غصه های خیمه دارم ای عمو این دلم احساسِ غمگینی كند غربتت در سینه سنگینی كند از زمانی كه مدینه بوده ام آشنا با بغض و كینه بوده ام از زمانی كه یتیمم كرده اند در سرایِ غم مقیمم كرده اند غصه هایی در دلم دارم هنوز من زِ اهل كینه بیزارم هنوز من صغیرم مانده اما در سرم انتقامِ قتلِ زهرا مادرم گرغم او را فقط بشنیده ام تیر بارانِ پدر را دیده ام هركه آن لحظه نشد تیری زند آمده امروز شمشیری زند هركه با بابای من دشمن بود تیرِ او سویِ عمویِ من بود كی گذارم بر تو آید تیرها دور سازم از تو این شمشیرها من ز رخسارت عمو شرمنده ام سیزده ساله ولی رزمنده ام عمو حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد