نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باید ببینم بچههای مجتبی را وقتی دلم دارد هوای مجتبی را قاسم تو را یک عمر بر دوشم گرفتم با تو حسن را هم در آغوشم گرفتم تو اَشبَهُ الناسِ حسن هستی عزیزم اصلاً برادر جانِ من هستی عزیزم تحت حزانت بودهای این سیزده سال دستم امانت بودهای این سیزده سال خیلی برای مجتبی دلتنگ هستم از سوی دلبر نامهای دادی به دستم روشن شدست از بوی یوسف سوی چشمم خطِ حسن را میگذارم روی چشمم قاسم خدا را شکر که اینجا حسن نیست اینجا برای تو زره غیر از کفن نیست حالا که داری میروی شمشیر بردار دست خدا باشد به همراه تو سردار **** اگر که غم برای توست غم به درد میخورد غمت برای خوب بودنم به درد میخورد نباید از یکی دو قطره اشک هم گذشت چون همین دو قطره اشک لاجرم به درد میخورد بلند گریه میکنم هزار شکر این صدا برای روضهی تو دستِ کم به درد میخورد اگرچه سنگدل شدم ولی حسینِ قلبِ من برای سنگ فرشِ در حرم به درد میخورد اگر پرم به درد پر زدن نمیخورد ولی برای روی تیغهی علم به درد میخورد حسین اگر خودت نظر کنی به شعرهای من شبیه شعرهای محتشم به درد میخورد مدافع شعاعر توییم با سلاح شعر درست مثل اسلحه قلم به درد میخورد دمِ حماسیِ میون دارِ روضه گرم باد شبیه ذوالفقار این دو دم به درد میخورد هزار حج به زیر پای زائر تو ریخته مسیر کربلا قدم قدم به درد میخورد در آخرت تو را به جان مادرت قسم دهم در آخرت فقط همین قسم به درد میخورد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد