
چشاتو وا کن و خجالتم نده به کی بگم سر تو چی اومده کرببلا پر از بوی حسن شده اندازهی یه عمر قدت بلند شده داماد کربلا تنت مثل عسل رو خاک کشیده شد حنا گذاشتی و دونه دونه همه رگات بریده شد از دور که اومدم عمو شنیدم تو دشت صدای استخوان شکستن وقتی رسیدم به تن تو دیدم داداش حسن بالا سرت نشستن