
غصه نخور تا پسر حسن هست پهلوون جنگای تن به تن هست هیچی نباید جلومو بگیره زره اگه پیدا نشد کفن هست هرکاری لازمه بگو میکنم یه صبح تا شب عمو عمو میکنم عمو اگه بازم نذاری برم وصیت بابامو رو میکنم تو قلب معرکه قدم میزنم رجز میخونم از تو دَم میزنم بذار فقط پام برسه به میدون لشکر دشمنو بهم میزنم اَزرق شامو سرجاش میشونم نیزه تو قلب بچههاش میشونم هرکی طرفشه با تو مطمئن باش که مادرش رو به عزاش میشونم من مدد از شاه نجف گرفتم واسه تو جونمو به کف گرفتم مثل علی تو خِیبر و نَهروان جمجمههاشونو هدف گرفتم میروم اکبر صدایم میکند حضرت زهرا دعایم میکند عمهام کو تا تماشایم کند سفره نذر قد و بالایم کند اَزرق و بچههاشو دیدم زدی نوهی دلاور بَدر و حُنین چی شد از بالای مرکب افتادی کی با نیزه رو لبت نوشت حسین پاشو از رو خاک دست و پا نزن عمو داره دست و پا گم میکنه کوفه داره برای گندم رِی بچههامو قد گندم میکنه هر چی از رو خاک بلندت میکنم باز میبینم که پاهات رو زمینه تو تنت لِه شد و اکبر ریز ریز فرق تو با علیاکبر همینه پسرم بالت کو پس پَرِت کجاست نقابی که داده مادرت کجاست دیدی گفتم یه روزی قد میکشی میبینی پاهات کجاست سرت کجاست سینه به سینه عشقشو بغل گرفته نیمهجون راهی خیمهها شده با قاسم غرق به خون امانت برادرم عموت مرگش اومده عمو برات بمیره که اینجور تنت کِش اومده شرمندتم حسن داداش، راه کمک که بسته شد استخونای قاسمت دونه دونه شکسته شد از بس شکستی عمو جون شدی تو قد اکبرم فرقت شبیه حیدره پهلوت شبیه مادرم با اینکه زخم مادرم داغشو رو دلم گذاشت مادرمم شبیه تو انقدر شکستگی نداشت