پیمبران به عزای تو محترم گشتند

پیمبران به عزای تو محترم گشتند

[ سید محمد جوادی ]
پیمبران به عزای تو محترم گشتند
تمام عزّت پیغمبران همین‌قدر

در این سراچه‌ی تشویش ریسمان نجات
خدا گواست همین ریشه‌های پرچم بود

تو ای جریح‌ترین کشته‌ی بلا ناصر، حسین
برای زخم تنت گریه‌های ما کم بود

چه اضطراب بزرگیست غصّه‌ی حَرَمت
تمام هول قیامت نمی‌از آن یم بود

نگاه سمت حرم داشتی که شمر آمد
تو سخت بی‌رمق و او سخت مصمّم بود

آب از کافر خواسته بودم می‌داد
مشکلم حل نشد آخر به تمنّا چه کنم

به گلو زودتر از بوسه‌ من تیر آمد
بی هوا و آمد نشناخت سر از پات

روضه یعنی خجالت شاه
یه مرد غریب که می‌شه آه

مونده مضطر آخه پدر
به سمت حرم بره یا نره

می‌ره چند قدم برمی‌گرده دوباره
حسین مونده و حنجری پاره پاره
آخه روی رفتن به خیمه نداره

رو زد اما زمین زدنش
چه خنده‌ای کرد سپاهی بهش

چند تا کشته گرفته یه تیر
حسین و رباب، یه طفل صغیر

چقدر کج شده گردن شاه عالم
داره آب می‌شه از خجالت چه نم‌نم
که قلب یه خیمه می‌پاشه از این غم

وای از این سر که بنده به مو
نمی‌بوسمت نریزه گلوت

بس کن رباب، سربه‌سر غم گذاشتی
اصلا خیال کن که تو اصغر نداشتی

بس کن رباب حرمله بیدار می‌شود
سهمت دوباره خنده‌ی انظار می‌شود

سرت به مو بنده گلم، حرمله می‌خنده گلم
پاشو ببین که قاتلت دستامو می‌بنده گلم

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت علی اصغر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اصغر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید محمد جوادی

نظرات