تو مال کبریایی بی کبر و بی ریا باش

تو مال کبریایی بی کبر و بی ریا باش

[ سید محمد جوادی ]
سیدنا الغریب حسین
سیدنا المظلوم حسین

سیدنا العطشان حسین
سیدنا العریان حسین

تو مال کبریایی بی کبر و بی ریا باش
وقتِ اَدایِ دینت فارغ زِ هر اَدا باش

وقتی که پشتِ این دَر پیغمبران نشسته‌اند
در کویِ نیک نامان پیوسته خاکِ پا باش

هر منصبی که داری بیرونِ روضه داری
این‌جا که پا نهادی پیوسته خاکِ پا باش

یک روز مثلِ مجنون یک روز چون زلیخا
هر روز دل‌ببند و هر روز ماجرا باش

گفتیم: رو‌سیاهیم، گفتند: پیشِ ما نه
گفتیم: بی‌پناهیم، گفتند: پیشِ ما باش

آسایشِ دو گیتی تفسیر این دو حرف است
دیوانه‌ی حسین و مجنونِ مجتبی باش

فرمود امامِ صادق از پشتِ بامِ خانه
با یک سلامِ ساده الساعه کربلا باش

او غرقِ خونِ خود شد
 من غرق در گناهم

همراهِ خود نیاور ای شاه زیورآلات
این‌ها به خانواده دادند قولِ سوغات

شب تا سحر نشستم زانو بغل گرفتم 
ای وای از این خیالات ای وای از این خیالات

کوفه میا حسین جان کوفه وفا ندارد
می‌سوخت نامه‌ی من از سوزِ این عبارات

نامسلمینِ کوفه با مُسلمت چه کردند؟
خوب است تازه این‌جا وای از بلادِ شامات

ای وای از زنی که در ازدحام باشد
من رَد شدم خلاصه از کوچه با مُکافات

با عفتِ رباب و حجب و حیایِ زینب
دارن کوچه‌ها و بازارها مکافات

برعکس از ......... عکسِ مرا کشیدند
طفلانِ شهرِ کوفه در دفترِ مجازات

آب از کافر اگر خواسته بودم می‌داد
از بدن تجربه‌ی تیر کشیدن دارم

ولی تیر سه‌شعبه‌اس خدایا چه کنم؟
بی هوا تیر رسید و نفسم بند آمد

ای علی بالام 
نازلی بالام
آی یارالی بالام 

طفلِ خود را طرفِ لشکرِ نامرد گرفت
زخمِ پیشانیِ او را عرقی سرد گرفت

رو زد و آب ندادند دلِ مرد گرفت
حرمله خیر نبینی جگرش درد گرفت

مانده‌ام سنگ رویِ سنگ چرا بند شده
شِمر از دیدنِ این صحنه چه خرسند شده
سَرِ شش ماهِ به یک پوست فقط بند شده

روضه یعنی خجالتِ شاه 
یه مردِ غریب که می‌کشه آه

مونده مضطر آخه پدره
به سمتِ حرم بره یا نره؟

حسین مونده و حنجری پاره پاره
دیگه رویِ رفتن به خیمه نداره

رو زدم اما زمین زدنش
چه خنده‌ای کرد سپاهی بهش

چند تا کشته گرفته یه تیر
حسین و رباب یه طفلِ صغیر

چقدر کج شده گردنِ شاهِ عالم 
پدر گردنش کج پسر گردنش کج

چقدر کج شده گردنِ شاهِ عالم
داره آب می‌شه از خجالت چه نَم‌نَم
دیگه کَلِ خیمه می‌پاشه از این غم

حسین آقام همه می‌رن تو می‌مونی برام
حسین آقام همه می‌رن تو می‌مونی برام

این عروسِ پسرِ دخترِ پیغمبرِ ماست
فرض کن اهلِ کتاب است مراعات کنید

همه‌ی طایفه‌اش تشنه به خون غلتیدند
دردِ او دیدنِ آب است مراعات کنید

نیزه‌یِ رأس علیِ اصغر او را ببرید
این که این‌جاست رباب است مراعات کنید

نظرات