هیهات صورت او را عوضم بوسیدن

هیهات صورت او را عوضم بوسیدن

[ ابوالفضل بختیاری ]
سنگ‌ها صورت او را عوضم بوسیدن
تیرها سخت به آغوش علی چسبیدن

پسر من نمک زندگی‌ ام بود ولی 
نمک زندگی‌ام را به زمین پاشیدن

مجلس ختم گرفتیم کنار بدنش  
عوض فاتحه‌خوانی همگی رقصیدند

خواستم جمع کنم زندگی‌ام را از خاک
دست جمعی به من و گشتن من خندیدند

********
پاشو ببین قدم خمیده
یکمی رنگم پریده

حالم رو از اونی بپرس که
جون دادن بچش رو دیده

رو عبام ریختی و لبریز شدی
شبیه برگ‌های پاییز شدی

حسودا یه جور تورو چشمت زدن
خوش قد وبال بودی ریز شدی

شدی مثل تسبیح دونه دونه
شده طابوت عبای روی شونه

تو تشیع تو کِل کشیدن
که حسرت تو دل بابات بمونه

********
پرپرترین پیکر این دشتی
عصای من صد تیکه برگشتی

********
پسرم ریز ریزی ولی عزیزی تو
چه کنم از عبا نریزی تو

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های ابوالفضل بختیاری

نظرات