نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هرچه ما داریم داریم از رضا جان نجف ای به قربان خراسان ای به قربان نجف ما نمکگیر ضیافت خانهی زهرا شدیم از تنور فاطمه خوردیم تا نان نجف خاک ما خاک عزیز بچههای فاطمه است ما از ایران رضاییم و از ایران نجف بارها نادعلی خواندیم در ایوان طلا بارها رفتیم از این ایوان به ایوان نجف ایل زهراییم یعنی غیرت ما یا رضاست آی دنیا گوش کن حیثیت ما یا رضاست لحظه لحظه از حریم تو خبرها میرسد هرچه میخواهیم بی اما اگرها میرسد از ملائک دسته دسته میرسند و میبرند لطف پای زائران تو به پرها میرسد کربلا با اکبر است و مشهدت هم با جواد زود الطاف پدرها با پسرها میرسد کار وقتی که گره خوردهست نیمه شب بیا دیدن آقای ما با مادر سحرها میرسد گریه.های ما برات کربلای ما را نوشت از سخنها زودتر آه جگرها میرسد هرکه خوشبخت است تنها مرغ بختش مشهد است کشور ما تا قیامت پایتختش مشهد است ما به این صحن و در و دیوار عادت کردهایم بر شفای اینهمه بیمار عادت کردهایم بر همین آئینه کاریها به کاشیها به حوض و طاقها یا به این فیروزهها انگار عادت کردهایم حق بده وقتی که میبینم بقیع را دق کنم ما به این جمعیت زوار عادت کردهایم کاش تنها ما تورا از تو بخواهیم و نه هیچ ما به این حاجات بیمقدار عادت کردهایم هیچ چیزی که ندارم یک نگاه آوردهام بر امام مهربان خود پناه آوردهام
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد