نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما گدایانِ خیلِ سلطانیم شهروند هوای جانانیم بنده را نامِ خویشتن نبُوَد هر چه ما را لقب دهند آنیم گر برانند و گر ببخشایند ره به جای دگر نمیدانیم چون دلآرام میزند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم دوستان در هوای صحبتِ یار زَر فشانند و ما سر اَفشانیم **** نازم آن ماهی که وصفش را پیمبر میکند نور رویش هر دو عالَم را مُنوَر میکند زادهی موسی كه موسای نبي در محضرش درس جود و بخشش و ايثار از بَر میكند صبحدَم هر روز از بَهرِ سلام و كسب فيض سجده بر خاکِ درش خورشيدِ خاور میكند زائرانش را بشارت باد از الطاف حق طوفِ قبرش كار صدها حجّ اكبر میکند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد