نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زهی بارگاهت که بر عرشِ اعظم به تعظیم تو پشتِ نُه آسمان خم زهی بارگاهت که بر عرشِ اعظم به تعظیم تو پشتِ نُه آسمان و همهی اهل آسمانها خم تو مقصود بودی وگرنه نبودی اساسِ دو گیتی، بنای دو عالم به ظاهر فرزندِ فرزندِ آدم به معناست فرزندِ فرزندت، آدم ریشه تویی اصل تویی آقا بنا تویی رسوم همه انبیاء در تو ظاهر علوم همه اولیاء در تو مُدغم میان زادهی موسی برای خلقت آن اژدهای هولانگیز همیشه تکیهی موسی بر آن بلند عصا است ولی امام نگاهی به نقشِ پرده نمود زِ هیبتِ نظرش شیر زنده شد برخاست یکی به فیض عصا و یکی به نورِ نگاه ببین تفاوت رَه از کجای تا به کجاست اگر پورِ مریم تنی کرد زنده به یک دَم کنی زنده صد پورِ مریم نظر کن به قلبم که آتش بگیرم برای شهید غریب مُحرّم مرا جان شهزادهات مکن دور از خود بلا اینکه یک دَم **** سینه نه بنگر به دشتِ آتشم این نفس نه! شعله هر دَم میکِشم دیده را گریان جگر را بریان مکن بین آب و آتشم حیران مکن آخه بعدِ تو ناز برای که کنم؟ برای دخترانم مادری کن یتیمانِ مرا جمعآوری کن فلک دارد سرِ آزار زینب نخواهد گرمیِ بازار زینب از آن ترسم به غم دَمساز گردم تو را بگذارم و خود باز گردم چون خم شدم که پای تو بوسم موقع وداع رفتی و قامت من خمیده ماند **** آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری **** میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد