
دلم دوباره هواى تو را به سر دارد هواى گنبدتان را، دمِ سحر دارد دلم دوباره كنارِ تو گريه میخواهد كه گريه بر در باب الجواد اثر دارد كنار پنجره فولادِ تو، كسى میگفت كه قبل گفتن حاجت، خودش خبر دارد مگر چه میشود آقا كه زائرت باشم؟ كه طعم آب حرم مزهى دگر دارد نشان بده به همه عین لایزالی را بیا و پر بکن این دستهای خالی را مرا نگاه شما باز انتخابم كرد گناه بودم و خاکِ حرم ثوابم كرد نسيم صحن گوهرشاد بر رُخم خورد و جنون عشق تو آقا، مرا جوابم كرد به زير پاى تو بوده سرم، خدا را شُكر ببين كه گامِ تو آقا مرا گلابم كرد كنار تو به خدا، میتوان خدا را ديد زِ سايهى حرمت، مروه و صفا را ديد به احترام تو نازم، كه محترم هستى امام مردم ايران، يلِ كَرَم هستى هميشه و همه جا، فوقِ انتظارى تو هميشه و همه جا، سايهى سرم هستى اگر كه صحن و سرايت نبود، میمردم براى مردم اين خاک، مغتنم هستى دوباره روضه بخوان، تا كه جان بگيرم من تو سينه سوختهى صاحب عَلم هستى قسم به كعبه، كه عيناً خود مطافى تو غريب آل على، عين و شين و قافى تو تمام حاجت من اينكه سائلت باشم خدا كند بشود تا كه دعبلت باشم كبوترم نشدم، تا كبوترت گردم كبوتر حرم و جلد منزلت باشم كرامتت كه به دريا شده شبيه آقا چه میشود كه كمى خاک ساحلت باشم؟ نشسته چشم ترم در مسير نيشابور به اين اميد كه گردى به محملت باشم دلم ميان همه زائران تو گم شد مريد حضرت سلطان، امام هشتم شد نسيم ماه محرم وزيد، آقاجان دوباره موقع گريه رسيد، آقاجان براى غصهى جدت چه كار بايد كرد؟ بگو بمير برايش، به ديده آقاجان خدا كند بشود نوكرىِ اين نوكر قبول مادر قامت خميده، آقاجان شما براى فرج لااقل دعايى كن كه ياس حضرت زهرا، تكيده آقاجان ميان شعر شما، حرف كربلا شد باز نوشتن از تن ارباب و بوريا شد باز تمام غصهى تو غصههاى عاشوراست دليل گريهى تو ماجراى عاشوراست به خاک حجره اگر سر گذاشتى آقا فقط براى حسين و براى عاشوراست بگو براى چه آخر به آب لب نزدى؟ يقين كه علت آن تشنههاى عاشوراست مدافعان حرم را خودت دعا گو باش كه اين صدا به خدا هم نواى عاشوراست مرا به سمت حرم پَر بده، صدايم كن اسيرِ خانهى خود كن، مرا رهايم كن