نظرات
1 نظر ثبت شده

جواد جوادی کاربر
جانان
۱۰ خرداد ۱۴۰۲

آن کسانی که باورم دارند سائل اما زر و دِرهم دارند دوستان فقیر من، غنیاند دیده بر صاحب کَرَم دارند مثل خورشید میدرخشند و سایهای بر روی سرم دارند این سه ارباب نورِ اللهاند در دل عاشقان حرم دارند به رضا میرسد سه مرقومه مقصدش صالح است و معصومه مینویسم فقط گدا هستم کفتر خانهی شما هستم مینویسم دخیل سه حرمم گرچه دلتنگ کربلا هستم خسته از کاظمین آمدهام تشنهی جام سامرا هستم مینویسم که زائرم اما حاجی خانهی خدا هستم قرن، قرنِ کرامت ازلیست کار، دست نوادگان علیست نور محض علیالدوام، رضا از همینجا به تو سلام، رضا هر کجا حرف دیگران آمد حرف من بوده یک کلام، رضا بستهام دل به پنجره فولاد زندگی بی غمت حرام، رضا حاجتم را به اذن تو دادند خادمان تو یا امام رضا قبلهام سوی تو شده مایل پس نباید به کس ببندم دل دل عاشق، اسیر معصومهست خاک محشر کویر معصومهست شور دریاچهاش چه شیرین است اصلا آنجا غدیر معصومهست گره وقتی به کار میافتد آخرین تیر، تیر معصومهست آنچه زهرا نداشت در دنیا حرم بی نظیر معصومهست میزنم پیش پای او زانو دختر فاطمهاست این بانو چشم ما و محبت صالح دست ما و اجابت صالح نذر موسی بن جعفری داریم تا قیامت ز برکت صالح هم گداهای شهر ری هستیم هم گدای حضرت صالح دل نبستیم بین عصر ظهور به کسی غیر دولت صالح نان ما و نوای ما مهدیست به همه دردمان دوا مهدیست
1 نظر ثبت شده

جانان