نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پای برهنه آمدم، از طورِ موسی کوهِ گناهم ریخت، وزن کاهم امشب خورشید محوِ گنبد شمسُ الشموس است از مشهدش تابیده نورِ ماهم امشب هم سفرهی موسی بن جعفر پهن کردم هم سائلِ مهمانسرای شاهم امشب از قبل خلقت، طبع من طبعِ گدا بود ذکرم از اول یا علی موسی الرضا بود سائل، نشسته بار پشت در بچیند تقدیر او را ساقی کوثر بچیند امشب رسیده فاطمه تا با عروسش از شاخهی طوبی میوهی نوبر بچیند گرچه تَصدُّق میکنند ای خانواده قسمت شده این سفره را مادر بچیند رو کن دو دست خالیات را پیش سلطان تا بین آنها کیسههای زر بچیند حتی اگر آقا ز مردم خسته باشد باور نکن بابُ الجوادش بسته باشد اینجا برای قطره اقیانوس دارند خُدّام، دست خود پَر طاووس دارند افلاکیان با چلچراغ صحنهایش در جادهی هفت آسمان فانوس دارند بردار دردت را ببر دارُالشفایش بیمارهایش نوبتِ پابوس دارند زائر خیالت جمع حتی بین مکّه حجاجِ کعبه، میلِ شاه طوس دارند دور ضریحش مست جام لا تَخَف باش نزدیک ایوان طلا یاد نجف باش از چاهِ چشمم گریه را بیرون کشیدند از یا رضا، یا ربَّنا بیرون کشیدند بعدِ دو رکعت روضهی بالا سرِ او روح مرا از زیرِ پا بیرون کشیدند یک شب که خِضر اینجا قدم میزد خودش دید از خاک نَعلِینش طلا بیرون کشیدند ار پنجره فولاد او دلبستههایش هر اربعین کربوبلا بیرون کشیدند مُردهست هر کس بر رضا تردید دارد حِصنِ ولایش قلعهی توحید دارد لب تشنهها را تشنهی دریا شدن کن پربستهها را بیقرار پر زدن کن حالا که سَهمت دوری از اهل و عیال است یادی هم از آن کشتهی دور از وطن کن وقتی جوادت میرسد بالا سر تو در وقت تدفین، یاد شاه بیکفن کن گلها که میریزند بر جسمِ تو یادِ دَه اسب که، رفتند بر روی بدن کن ای روضهی سربسته را اینجا نگهدار رزق محرم را برای ما نگهدار
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد