نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قلم بده بنویسم کمی برای حرم کبوترم که دلم رفته در هوای حرم قسم به هشتی ایوان با صفای حرم به تار و پود همان فرش نخ نمای حرم کسی که دشمن تنها پناه بیکسهاست همیشه مَلعبهی دست نامقدسهاست کسی که عُقدهی شهرت نشسته در جانش به کفر میکشد آخر تمام ایمانش چه زود میرسد اما به خط پایانش حرام لقمه به تاراج رفته وجدانش کسی که دشمن آقای ما امام رضاست به روی فرش که نه روی خط قرمز ماست چه زخمها که نزد رسم چشم پوشیها چه طعنهها که شنیدیم پشت گوشیها جهانیان همه سر مست بادهنوشیها دلیل شادیِ دشمن وطن فروشیها وطن مزار شریف امامِ هشتم ماست امامِ هشتم ما تکیهگاه مردم ماست حرم نگو که امید دل پریشان است شکوه کعبهی ما، مرقد رضا جان است تمام دور فلک در مدار سلطان است حریم پاک خراسان نه قلب ایران است تمام خیر جهان دست توست میدانم مسیر عشق شما را درست میدانم بگو عزیز فاطمه ماه نجیب یعنی تو جواب نالهی امن یجیب یعنی تو قرار آخر هر بیشکیب یعنی تو کسی نمانده نفهمد غریب یعنی تو کسی که جز تو دلش را به هر اشاره نداد نشان خادمیات را به جشنواره نداد خدا به حرمتت آبرو به ما بخشید تو خواستی که اجابت به هر دعا بخشید شفاعت تو رسید و چه جرمها بخشید شب ولادتِتان بود خلق را بخشید برای درک قلم سر تر از حروفی تو پناه خسته دلان حضرت رئوفی تو منم که آمدهام در مسیرتان باشم کریم هستی و باید فقیرتان باشم کنار سفرهی خیرِ کثیرتان باشم شبیه آهوی زخمی اسیرتان باشم تویی تو مرحم غمهای من بنفسی انت تمام عشقِ من، آقای من بنفسی انت به لطف نام شما یک به یک خدا داریم به احترام دعای شما بها داریم برای درد فراوان خود دَوا داریم هر آنچه برکت از این روضه از شما داریم رضایت تو رضایِ خدایِ ماست، رضا حریم پاک شما کربلای ماست رضا درون گوش فلک یا غریبتان جاریست صدای زائر دل بیشکیبتان جاریست میان صحن حرم بوی سیبتان جاریست هنوز نالهی یابن شبیبتان جاریست حسین گفتی و اشک از دو چشم ما بارید که ابر چشم ترم بین روضهها بارید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد