نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا ربِ وقتِ سحر، تقرّبِ شبهاست رو به کریمان زدن، عبادتِ لبهاست بستر بیمار، وعدهگاه طبیب است خیری اگر میدهند برکت تبهاست نوکرِ گمنام هم بِنام شد اینجا آنچه مهم نیست پیش یار لقبهاست سیر الهیِ اهلِ عشق همیشه رحمت ذیقعدههاست، لطف رجبهاست ذکر رضا قند کرده تلخیِ ما را شهد نبات است این که بین رطبهاست مادرم آمد مرا به دست رضا داد آبرویم را خرید، خانهاش آباد **** محضر سلطان میآورند اگر دست میشکنند عاشقان به شوق نظر دست دست به دامان حلقههای ضریحم کودکم و میدهم به دست پدر، دست بین قنوتم اِفاضه کرد مکرّر خیرِ کثیر است در زمان سحر، دست عقل چه کارهست تا گدای تو هستم فیض به ما بیشتر رسانده زِ سر، دست تر شده از دیدنِ حرم چقدر، چشم پُر شده از محضر شما چقدر، دست سفرهگشا تا رضاست سفرهنشینم ضامن آهو نوشته روی نگینم **** پشت سر زائران رسیده دعایت دلخوشیام دِعبل است، خاکِ عبایت سلسله بر گردن رَوات کِشیدی جان به فدای کلام مثل طلایت کعبه تویی مسجدُالحرام بهانه قبله تویی، قم شده است قبلهنمایت قصر بههم ریخته در مناظره وقتی آبروی جاثِلیق ریخته به پایت کُن فَیکونِ تو فاش شد سر سفره شیر میآید برون زِ پرده برایت روی دو چشم ترم قدم بزن ای ماه تا که مُطّهر شود شبیه قدمگاه **** آمدم ای شاه با نشان و نشانی پیش تو باشد دلم به حکم اَمانی وقت نماز است صف پُر است کمک کن کاش مرا هم کنار خود بنِشانی هر چه کنی از درت جدا نشوم من خواه بخوانی مرا و خواه برانی جاروی خدّام را ببخش به زوّار تا که در این دل کنند خانهتکانی ابنِ شبیب آمده است دیدنت آقا موقع روضه شده است، مرثیهخوانی نالهی اِن کُنتَ باکیاً بزن آقا سینه بر آن شاه بیکفن بزن آقا **** یابنَ شبیب عمّهام دلش پُر غم شد چادر و پوشیه بین قافله کم شد جدّ غریبم زِ روی اسب زمین خورد پیراهنش بر فراز نیزه عَلم شد چرخش شلّاقها به بازویشان خورد قامت معصومها شکسته و خم شد زخم غرورم زِ ماجرای حجاب است گریهی من بیشتر برای رباب است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد