نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

روزیام از جود و کَرم بسته شد مرحَم تو روی پَرم بسته شد تاجِ گدایی به سرم بسته شد آمدم ای شاه حرم بسته شد ای حرمت محرم دلتنگها خوردم از دوری تو سنگها دورِ تنم سلسله افتاده است در سفرم، فاصله افتاده است بین من و خاک حرم وعدههاست نوکریام در گِرو سجدهها ست تورِ مناجات همین گعدههاست حجِ گداهای تو ذی القعدههاست یوسف من باز کَلافم بده دورِ حرم باز طوافم بده زائرات از جور و خطا برنگشت از درِ این خانه گدا برنگشت بنده که برگشت، خدا برنگشت فاطمه بخشید، رضا برنگشت فکر نکن بی محلم میکند مثل همیشه بغلم میکند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد