نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میخوام یه کم روضه بخونم برات میخوام بگم چیکار کردن باهات ردِّ زنجیر موند آقا روی پاهات میخوام بگم چیکار کردن باهات کنجِ زندانی چه بلایی سرت آوردن؟ خیلی تو رو آزردن کفن برات آوردن و غصّه برات خوردن با احترام بردن روی تنت نعلای تازه که نرفت آقا ای آه و واویلا ناموس تو نرفت میونِ گَلّهی گرگا ای آه و واویلا آقا غریبی، اما به یاد شَهِ بیحبیبی آقا غریبی، اما همش یادِ شَیبالخضیبی ای وای از این غم... یه خواهری روضه میخونه برات میخواد بگه از خشکی لبات بگه چیکار کردن با بچههات خوشغیرتم! بردن ماها رو میونِ اغیار آره بیعلمدار همصحبتم با خولی و شمر و سنان ناچار ای وای از اون بازار این دخترا با کتکِ زجر میشدن بیدار دادن مارو آزار چقد میبارید سنگ داداش از رو در و دیوار از مردم و انظار کوتاه نیومد، گفتم با ما راه بیا راه نیومد کوتاه نیومد، میگفت رقیه که بابا نیومد میگفت رقیه که بابا نیومد ای وای حسینم، ای وای حسینم حسینم حسینم... روی لبات جای چیه؟ خِیزران انگشترت هست تو دست ساربان سرت برای نیزهدار؟ سایهبان روی لبات جای چیه؟ خِیزران من اومدم بالا سرت ای وای دیگه دیره شمر موتو میگیره یکی جلوی خولیِ نامردو بگیره ای وای دیگه دیره پایین قتلگاه آخه شمر چقد آب میخورد خولی شراب میخورد از پیرمردا سنگ واسه کسب ثواب میخورد خولی شراب میخورد کارِ دعا نیست، این شمر از اینجا که بیرون بیا نیست کارِ دعا نیست، خولی هنوز ولکنِ ماجرا نیست کوتاه نیومد، گفتم با ما راه بیا، راه نیومد کوتاه نیومد، میگفت رقیه که بابا نیومد ای وای حسینم، ای وای حسینم حسینم حسینم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد