نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غصّهت فراتر از سخن، داغت شده کمرشکن عمری اسیر غربتی قلبت پُره درد و مِحَن دنیا دنیا غصّه و غم، سهم چشمات اشک نَمنَم بین غربت مثل شمعی میسوزی آب میشی کمکم بابَالحوائج آقام آقام آقام آقام، موسی بنِ جعفر آقام آقام آقام آقام... تنها خسته و غریب، کنجِ قفسِ نانجیب ذکر قنوت هر شبت آقا شده اَمَّن یُجیب جای افطار بیاَمونه هر روز و شب تازیونه از این دنیا دل بریدی، دلگیری از این زمونه دنیا دنیا غصّه و غم سهم چشمات اشک نَمنَم بین غربت مثل شمعی میسوزی آب میشی کمکم بابَالحوائج آقام آقام آقام آقام، موسی بنِ جعفر آقام آقام آقام آقام... جای کبودی رو تنت، از بس که آقا زدنت دیگه نداری رَمَقی وای از زخم بدنت سفرهدارِ کاظمینی، غرق آه و شور و شِینی هر دَم یاد کربلا و گریونِ داغ حسینی دنیا دنیا غصّه و غم سهم چشمات اشک نَمنَم بین غربت مثل شمعی میسوزی آب میشی کمکم بابَالحوائج آقام آقام آقام آقام، موسی بنِ جعفر آقام آقام آقام آقام...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد