نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بدونِ عشقِ تو عمرو هدر دادم تا کاظمین امشب دلم رو پَر دادم بابَالحوائج هستی و حلّال مشکلاتی بابای سلطانی، تویی که معنیِ حیاتی تو علّت آرامشم روی پل صراطی من حاجتامو آقا میگیرم از همین در تو سختیا میخونم یا موسی بن جعفر یا بابَالحوائج، یا موسی بن جعفر... با حالتی مُضطر کنج سیَهچالم از ضربهی دشمن شکسته شد بالم خَلِّصنی یا رب رو لبم، اشکام شده رَوونه وقتی که میگه ناسزا، قلبم رو میسوزونه تنهای تنهام جز خدا کی حالمو میدونه؟ از تازیونه جونم دیگه به لب رسیده زهرِ جفا اثر کرد شد قدّم خمیده من حاجتامو آقا میگیرم از همین در تو سختیا میخونم یا موسی بن جعفر یا موسی بن جعفر... روزا و شبهامو با غصّه سر کردم به یاد معصومه چشمامو تَر کردم کاشکی یکی از دخترم واسم خبر بیاره دوری برا دختر یه دردِ غم رو دل میذاره گریهم گرفت واسه رقیه که بابا نداره دردم به پا رقیه اصلاً حساب نمیشه از داغ عمّه زینب گریونم همیشه من حاجتامو آقا میگیرم از همین در تو سختیا میخونم یا موسی بن جعفر یا بابَالحوائج، یا موسی بن جعفر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد