
خالی میشه سفرهی خونهم هر وقت سفرهی موسی بن جعفر میندازم با توسّل به سفرهی احسانت زندگیمو بازم از نو میسازم غریبِ کاظمین، خیلی با آدما غریبم اسیرِ کاظمین، تو چنگ زندگی اسیرم من یه کبوترم، رها بشم میام تو صحنت ولی اگه نیام، توی همین قفس میمیرم واسم یه کاری کن، سلطان کاظمین وقت فرارمه، فرّوا الی الحسین فَرّوا اِلی الحسین... خالی میشه سفرهی خونهم هر وقت سفرهی رقیه خاتونم پهنه چشمامو میبندم معجزه میشه حَرمت روبهرومه تو یک صحنه نذار گم بشم، میدونی گم شدن عذابه خرابه حال من، یه کاری کن، ماه خرابه نگاه لطف تو، ذرّه رو آفتاب میکنه نگاهِ تو چقدر، مثل جدّت ابوترابه ای مهربانتر از دلهای والدین میگی به عاشقات، فرّوا الی الحسین خالی میشه سفرهی خونهم هر وقت سفرهی حضرت زهرا میگیرم از سر سفرهای حضرت زهرا نمک سفرهام رو حتی میگیرم مادرِ کربلا، روزیِ من بکن دعاتو شبای کربلا، کاش میدیدم ستارهها تو هوای شهر ما، راه نفسهامونو بسته هوای کربلا، خیلی دلم کرده هواتو هم توی برزخ و، هم توی نشأتین فرمود امام جواد: فرّوا الی الحسین