نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مصیبت است که از دوستان جدا باشی اسیر هر شبهی نانجیبها باشی دلت برای مدینه همیشه پر بزند ولی همیشه گرفتار سامرا باشی ***** گل در آتش اگر که جمع شود دیگران را نمیشود باسد رک بگوییم مادر ما سوخت اون که از پا افتاده دنیامه اون که داره میسوزه زهرامه نقل و نباتم به پاست من پسر آورده ام قابله چون میخ بود پشت درآورده ام ***** لالا علی لالا علی الهی الهی مادرت برات بمیره الهی الهی بعد تو عزا بگیره دیگه وقت رفتنمه بعد تو لباس ماتم تنم بعد تو لباسات رو دامنِ بعد تو برات نشد سوالی آبت میدم خیالی گهواره رو که بردن تابت میدم خیالی رفتم برات خریدم یه گهواره خیالی حتّی برا رقیّه یه گوشواره خیالی مثلا تو رو تاب میدم مثلا به تو آب میدم مثلا تو صدام کردی غمت بر قلب خسته نیش تر بود جگر از دل، دل از او ریش تر بود الهی من فدای غربت تو قد تیر از قد تو بیشتر بود ***** با گریهی هی داره تکبیر میگه مثلها رو علی تغییر میده گلوی بچّهی شش ماهه اینجا به جای شیر بوی تیر میده ***** باز کن از ساقهی این تیر انگشتان خود نیست هم بازی تو بیچاره ام کردی علی میزنی لبخند پیدا میشود سر های تیغ عاقبت دندان شیری هم درآوردی علی ***** سر شب تا سحرش میزدنش، میزدنش سوخته بود بال و پرش میزدنش، میزدنش ***** درد اگه نشه دوا خوب نمیشه رگای شده جدا خوب نمیشه جای تازیانه خوب شده ولی جای ناخنش چرا خوب نمیشه پشت خیمه رفته بود گریه کنه سر قبر پسرش میزدنش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد