نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لشگر کوفه به اشکِ بصرم میخندند همه دیدن شده خون جگرم میخندند نخلِ امید مرا چون که زِ ریشه کندند دور تا دور تن گل پسرم میخندند پاسخ نالۀ من هلهلۀ لشگر شد هر چه گویم پدرم من پدرم میخندند ای جوان بر سر بالین تو من پیر شدم به خم افتادگیِ در کمرم میخندند ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد