نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بیعصا آمد عصایش را زمین انداختند پیشِ چشمش مصطفیاش را زمین انداختند حل مشکلهای هر پیری جوانش میشود آه این مشکل گشایش را زمین انداختند بار دیگر بین کوچه پهلوی زهرا شکست بار دیگر مجتبییش را زمین انداختند دست بر روی محاسن داشت مشغول دعا احترام ربّنایش را زمین انداختند ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد