نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غروب بود دل آسون گرفته بودو بیفروغ بود کاشکی روضههای قتلگاهتون دروغ بود شلوغ بود شلوغ بود غروب بود یک نفر صدای یا مقلب القلوب بود بعد تیرو نیزه تازه وقت سنگ و چوب بود غروب بود غروب بود غبار بود مادرش گوشهی قتلگاه بیقرار بود خواهرش پیاده بود و دشمنش سوار بود غبار بود غبار بود پیکرت سه روز مانده بر زمین رها حسین من حسین من حسین من السلام علیٰ قسیم بدماء حسین من حسین من حسین من کشتهی حسادت مردم بیوفا حسین من حسین من حسین من السلام علیٰ ذبیح والقفا حسین من حسین من حسین من سراب بود نالههای غربت حسین بیجواب بود غرق خاک و خون تن عزیز بوتراب بود سراب بود سراب بود عذاب بود عشق کُشتنش ولی بین دو نهر آب بود خندههای حرمله به گریهی رباب بود عذاب بود عذاب بود عمیق بود جای ضربههای نیزه رو تنش عمیق بود ساربان رسیدو فکر بردن عقیق بود حسین من حسین من حسین من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد