نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غروب بود، که میگفت: سرُ بِبُر بریم زود غروب بود، حلقهی نگاه تو پُر از دود غروب بود، تو رو کشتن تو یه جای محدود روزه بودی حُرمت تو رو شکستن ابی عبدالله با سرِ نیزه دهان تو رو بستن ابی عبدالله تو رو تشنه گیر آوردن توی مقتل ابی عبدالله زیر تیغ و نیزه ها شدی معطل ابی عبدالله ای تشنه لب مجروح صحرایی زخمی ترین فرزند زهرایی تو کشتهی روز عاشورایی حسین حسین حسین... سراب شد، آسمون روی سَرم خراب شد سراب شد، سهم زنهای حرم طناب شد سراب شد، که شکسته چهرهی رباب شد چه بلایی سرِ ناموس تو اومد ابی عبدالله؟ زینبت برای تو به همه رو زد، ابی عبدالله بعد تو اهل حرم رفتن اسارت، ابی عبدالله شد خیام همه زنهای تو غارت، ابی عبدالله ای کشتهی بی کفنِ زینب مثل تنت زخمه تنِ زینب جای زنجیر به گردنِ زینب وای وای زینب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد