غروب بود هراسی به خیمه گاه افتاد
حسین طاهریپسندیدن11
بازدید3K
(غروب بود حَراسی به خیمه گاه اُفتاد)۲ غروب بود که از پُشتِ ذوالجَناح اُفتاد حُسِین... هَمونی که اَزَم، پدرم را گِرِفت با یه عِده حَرومی دورو بَرَم را گِرِفت تو نَبودی به زور، مَعجَرَم را گِرِفت اومدم فرار کنم، ....