نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نمردم آخر سرتو رو نیزه دیدم پی تو روی خار دویدم چیا ز حرمله شنیدم تو اون شلوغی چطور لباس تو در اومد دیدم که شمر با خنجر اومد دیدم با نیزه تنت رو از زمین بلند کرد به حلقومت یه نیزه پرت کرد جلو چشام بگو بخند کرد رگاتو دیدم یه عده نابلد بریدن چقدر سرت رو بد بریدن حسین وای.....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد