نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سر تو روی نیزه گرفته خون به گیسوی نیزه گرفته (اونقَدَر از تو نیزه کشیدم دست من بوی نیزه گرفته) ۲ (قصد سفر دارم من خون به جگر دارم من) ۲ یه مُشت خاک از گودال نذاشت بردارم من (وای اباعبدالله لبتشنه کُشتنت آی اباعبدالله) ٢ (رُو لب خشکت گرد و غباره بدنت جای نیز نداره) ۲ پارههای پیراهن کهنهت توی دستای یه نیزهداره (شمر چه کارا میکرد مگه مدارا میکرد) ۲ مشک سنان و پُر از آب گوارا میکرد (وای اباعبدالله لبتشنه کُشتنت آی اباعبدالله) ٢ (سایهی تو از روی سرم رفت بعد تو لشکر سمت حرم رفت) ۲ دست و پاهای خونیِ شمر و دیدم و گفتم برادرم رفت (این دلِ غمدیده گرفت سر و جلو دیده گرفت) ۲ صدا زدم شمر برو صدامو نشنیده گرفت * * * * و اِن یَکادُ الَّذین کَفَرو نیزه فرو شد به تنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد