نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(با مرکب از تن، برادرم گذشت آب از سرم گذشت، آب از سرم گذشت)۲ (غروب شد، خورشید نشست شمر ولی از تنت پا نشد)۲ اذان شد، نمازش رو بست راه حلقت ولی وا نشد یک زن تنهام چطور، شمرو ازت جدا کنم؟ پاشو اذون مغربه، من به کی اقتدا کنم نذار جلو نامحرما، تو رو بلند صدا کنم اونی که از مقتل، سر تو حالا برد روی سر زینب، صداشو بالا برد جلوی نامحرما، معذبم من زینبم، خواهر تو جلوی نامحرما معذبم چی بگم از خواهر تو عمه زینب زینب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد