
علی که آیهی قهر است برق شمشیرش علی که سورهی حشر است صور تکبیرش دل تمامی ما قلعهای که او بی جنگ به غمزهی نگهی کردهاست تسخیرش علی که آیهی نور است خط به خط وصفش علی که نقطهی با بودهاست، تفسیرش علی که نسخهی لا هوت نام دیگر اوست مُنَزَه است از آنکه کنیم تعبیرش همان که آینهها میشوند دلتنگش میان قاب فاطمهاست تصویرش چه کرده است از دل فولاد تاک میروید وجود آهن بی جان شده نمکگیرش علی علی غزل دانههای تسبیح است زیارت نجفش حاجت مفاتیح است شبیه ذات خدا آفریده شد ذاتش عروج کروه نبی تا کند ملاقاتش میان خلق خدا آنکسی پیمبر شد که بوده نادعلی نغمهی مناجاتش کسی که همسخنش بود شد کلیم الله کسی که بود نجف سرزمین میقاتش خرابه کوثر او سلسبیل و تسبیحش فرشتهها همه مخلوق در خراباتش تبسمش غزل آفرینش نور است علیست نور خدا فاطمهاست مشکاتش نزول وحی خدا رشحهای ز نور علیست که مدح کرده علی را تمام آیاتش شدهاست مرکب طفلی یتیم در بازی کسی که میگذرد فوق عرش اوقاتش شناسنامهی او روح قل هو الله است به غیر راه علی هر چه هست بیراه است مِی طهورر ضریحش به جان شده جاری علی علی شده در بادهی اذان جاری دلیل مستی ما از حلالزادگی است علی علی شده در شیر مادران جاری نجات بخش تمامی انبیا او بود شبیه کشتی نوح است در زمان جاری