نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جان جهان، جهان جان ادرکنی قیوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دم مسیحا الغوث یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی یا صاحبالزمان ۲ سجده بر این نام چرا واجب است؟ قبله علی ابن ابیطالب است تا پدر خاک نظر میکند ذره به خورشید شدن راغب است این عزلم باده در آمد از آب مستی این شعر از آن جانب است خاک شدیم و همه دریا شدیم قطره نبودیم همین جالب است آنچه که پایان نپذیرد علی است آن که نمرده است و نمیرد علی است بر همه مستور علیهالسلام بر صفحهٔ نور علیهالسلام کور شود هر که تو را منکر است نور عَلی نور علیه السلام نام تو را عربده سر میکشم حضرت انگور علیه السلام نام تو شیرینی قرآن ماست سورهی زنبور علیه السلام ما همگی صید صدایت شدیم جاذبهی طور علیه السلام ای نمک سفرهی ایجاد ما ای شکر شور علیه السلام آنچه که پایان نپذیرد علی است آن که نمرده است و نمیرد علی است علت هر بود و نبودی مگر خالق این سقف کبودی مگر رو به رویت آئینهای دیدهای؟ رو به خودت رو به سجودی مگر در همه ادیان تو پرستش شدی جای خدا را تو ربودی مگر حضرت جبرئیل که آمد زمین گفت که بالا تو نبودی مگر؟ جان خودم را به علی میدهم ای ملک الموت حسودی مگر دل به علی باختهها برده اند غیر تو بردیم چه سودی مگر آنچه که پایان نپذیرد علی است آن که نمرده است و نمیرد علی است تا که نجف توبهی ما را شکست توبه زمین ریخت حیا را شکست جام می خالی من دست من رفت به بالا و صدا را شکست دست کشیدم به ضریح علی مستی من لحن دعا را شکست گفتم از این ظرفیتم شاکی ام گفت بزن، ظرف گدا را شکست این چه شرابی است که هر قطره اش قاعدهی میکدهها را شکست این چه ضریحی است که با نقره اش قیمت بازار طلا را شکست شور علی زد به سرم عقل رفت خون سرم نرخ حنا را شکست ترس و طمع نیست در این بندگی حق کمر خوف و رجا را شکست آنچه که پایان نپذیرد علی است آن که نمرده است و نمیرد علی است کار شما بود که نوکر شدم خادم دیوانهی قنبر شدم بس که علی از سخنانم چکید لب به لب از بادهی کوثر شدم بر اثر کثرت ذکر شما کور شدم لال شدم کر شدم ناز قدوم همهی زائران سنگ حرم بودم و گوهر شدم لطف علی بیشتر از جرم ماست حق بدهید آدم حیدر شدم بنده در این بزم مقرب ترم راست بگویم که اباذر شدم داغ بیاور که خودم میثم زهر بده مالک اشتر شدم بوی اویس قرنی میدهم از گل روی تو معطر شدم ایل و تبارم به علی میرسد با خود مقداد برادر شدم آینه پیراهن خود را درید دید که با تو دو برابر شدم نامه نوشتی که بیایم نجف بال درآورده کبوتر شدم نام تو یکبار بر این لب گذشت یکصد و ده مرتبه بهتر شدم آنچه که پایان نپذیرد علی است آن که نمرده است و نمیرد علی است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد