
دل بارگه خدا شده با صلوات دیوانهی مرتضی شده با صلوات از خِشت حَرم سوال تا کردند گفت: ایوان نجف بنا شده با صلوات درهای طوف نجف، واژهها قطار شدند به یُمن مدح علی، جمله رستگار شدند حدیث منزلت بوتُراب را گفتند به سوی خانهی خورشید رهسپار شدند به صفحه صفحهی نحج البلاغه بوسه زدند شدند دُرّ نجف جملهای به سال شدند زلال می گذرد خطبهی تَتَنجیَش سرودهی لب میثم به روی دار شدند چه عاشقانه میان حریر سبز غزل برای هدیه به حوریهاش نثار شدند رَجَز شدند و زِرِه پوش یا علی گفتند برادر دَم یا هوی ذوالفقار شدند برای سجده به او قبله بیقرار شود اگر که گوشهای از فضلش آشکار شود بهشت حجرهای از روضهی منور اوست سریر عرش خدا بارگاه دیگر اوست سلوک نوری خورشید در مدار علیست گواه قدمهای زره پرور اوست به وصلههای عبایش دخیل میبندد فلک که خادم حلقه به گوش قنبر اوست نسیم صبح نجف که جهان به او زندهاست شمیم روح فزای تن معطر اوست همان کسی که پیمبر به آیه آیهی خویش به افتخار بگوید علی برادر اوست کسی که صورت مِلکیّهی خداوند است مَلیکهی همه کائنات همسر اوست ترنم لب ساقیاست دَم به دَم، زهرا رواق قلب علی بارگاه کوثر اوست علی همانکه به اسرار عرش تابیدهاست وجود او سند مستدل توحید است **** هر خیر که هست از علی میجویم اوصاف علی به هر زبان میگویم الله که دیوار حَرم را بشکست فرمود: که من خانه خراب اویم