تصویر مسعود پیرایش - صبح ازل طلوعش با طلعت حسن بود

صبح ازل طلوعش با طلعت حسن بود

[ مسعود پیرایش ]
صبحِ ازل طلوعش، با طلعتِ حسن بود
وَالشَّمسِ وَضُحا، در صورتِ حسن بود
یک ذره خاکِ او ماند، ما را درست کردند
گویا که خِلقتِ ما، از خِلقتِ حسن بود

بابا همیشه می‌گفت دیدی حسن کریم است
نانی که خوردی امشب، از برکتِ حسن بود

هرجا حسین قدم زد، دنبالِ مجتبیٰ بود
شخصا حسین محوِ، شخصیتِ حسن بود
با دوستان مروّت، با دشمنان مروّت
این خُلق در یکی بود، او حضرتِ حسن بود

یک‌ گوشه چشم کرد و، شش‌گوشه را بنا کرد
کرب‌وبلا محیطش، تا تربت حسن بود

صد سال اشکِ آدم، یک گریه‌ی شبش بود
صد سال صبرِ ایّوب، یک ساعتِ حسن بود
در خانه جُعده بود و، در کوچه هم مُغیره
پس کی خدا در این‌شهر، هم‌صحبتِ حسن بود؟

در کوچه پیشِ رویش، کُشتند مادرش را
فریاد از این زمانه، این قسمتِ حسن بود
****
دارم توی دلم چقدر، حرفِ نگفته
الٰهی هیشکی مادرش، زمین نیوفته
حسن بمیره

راحت شدم از این، شهرِ پُر از بلا
چهل ساله که قُنفذو می‌دیدم تو کوچه‌ها

انگار پشتِ در، هنوز هیزمه
سلامِ ما توی مدینه بی‌عَلَیکُمه

چه وحشیانه، به خونه سر زدن
با مشت و با لگد، محکم به دَر زدن

موی پریشون دیگه خوب شونه نمی‌شه
خونه که بی‌مادر بشه، خونه نمی‌شه
حسن بمیره

مادر که پَرکشید، صفای خونه رفت
پرستوی شکسته‌پَر از آشیونه رفت

از بعدِ کوچه شد، سفید موی من
یه آبِ خوش پایین نرفته از گلوی من

سوره‌ی کوثر، تفسیرِ ناله شد
سه‌ ماهِ آخری، هشتاد ساله شد

خدا می‌دونه مادرم گناه نداره
افتادنِ یه زن دیگه نگاه نداره
حسن بمیره

هرچی که بد باشن، هرچی که دشمنن
گلبرگِ یاسو دیگه با، غلاف نمی‌زنن

رو وَرَم و جای، دردش نمی‌زنن
زن رو جلوی چشمای، مَردش نمی‌زنن

چه‌جوری شد دست به، کمر گرفته بود
دیدم که پهلوهاش، به دَر گرفته بود

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های مسعود پیرایش

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد