قبرت خاکی منم که مادر
مسعود پیرایشپسندیدن5
بازدید5.6K
قبرت خاکی، منم که مادر نمیشه تو رو غریب ببینم دور و ورت، صحنی ندیدم باید بازم رو خاکها بشینم مادر ببین دلم گرفت، وقتی دیدم زائر نداری هزار تا اربعین گذشت، مثل حسین جابر نداری ای وای مادر ای وای مادر... دیدی امثال چقدر شلوغ بود، دور باباتو دور داداشات هر کی امسال اینجا نیومد، رفته به جا تو دور داداشات کسی چرا نمیگه که، یه مادری چشم انتظاره یکی بیاد تو تاریکی، بالا سرت شمعی بزاره ای وای مادر... درد و دل کن بزار سبک شی، چادرمو رو سرت کشیدم توو بچههام خدا میدونه، غریب تر از تو کسی ندیدم دیگه تموم شد اون روزا، که دست تو تو خواب میلرزید روزایی که قاتل من، تو کوچهها بهت میخندید ای وای مادر... میدونم که حالت خرابه، دستمو محکم بگیر تو دستت گریه کردی یادم اومد باز، چطور یه سیلی تو رو شکسته تو گوشمه صدای تو، داد میزدی مادرو نزن پاشو بریم نزدیک خونه غرور تو شکسته شد، چی کشیدم خدا میدونه میون کوچه زمینگیر شد، حسن پیر شد حسن پیر شد عبد الزهرا خودم دیدم تو کوچهها، مادر افتاد عبد الزهرا خودم دیدم که بی کس و تنها جون داد پیش نگاهم که تحقیر شد، حسن پیر شد حسن پیر شد غربت بابام که تفسیر شد، حسن پیر شد حسن پیر شد عبدالزهرا خودم، دیدم که زد مادرو، نامرد پست عبدالزهرا خودم دیدم گوشوارهی، مادر شکست از دار دنیا دیگه سیر شد، حسین پیر شد حسن پیر شد غروب کوچه چه دلگیر شد، حسن پیر شد حسن پیر شد برای یاری دیگه دیر شد، حسن پیر شد حسن پیر شد با تیر آمدن به تشیع پیکرت خون میگریست در غم تو، چشم مادرت علقمه آمدهام، یا که زمینگیر شدی علقمه آمدهام، یاد حسن افتادم تو شیب گودال سرازیر شد، حسین پیر شد حسین پیر شد ته گودال زمینگیر شد، حسین پیر شد حسین پیر شد سر و بریدن ولی دیر شد، حسین پیر شد حسین پیر شد