نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ازبس حسن بخشنده و مهماننواز است از عالم و آدم گدایش بینیاز است از سفرهاش هرقدر میخواهی طلب کن دست حسن در بذل و بخشش بازِباز است زانو بغلکردن دگر معنا ندارد وقتیکه آقای کریمت چارهساز است هرجای عالم چشم میچرخانی انگار پرچمسیاهِ "یا حسن" در اهتزاز است استادِ عباس است باید هم بگویند در جنگها الحق جلودارش نبودند جنگاوریاش فخرِ تاریخ حجاز است سجاده را از زیر پایش میکشیدند غافل از آنکه مجتبی اصلِ نماز است شیرِ جَمل در هر نبردی یکّهتاز است اینکه چهها شد در دل کوچه بماند از چادرِ خاکی نوشتن جانگداز است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد