نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نفسم نمیاد بالا راحتم دیگه از حالا به حسن توی این سالها نمیگم چی گذشت مثل سبزهی پژمردهم توی خونه هم آزردهم خون دلهایی که خوردم میریزه توی طشت غرق دل تنگ منو همسرم میشکست روی سینه ی محتضرم یه غم دیگه هست قاتل مادرم همیشه روبهروم مینشست شده حال دلم بدتر دیدمش روی هر منبر ناسزا میگه به حیدر جیگرم میسوزه با کی اومد و با کی رفت زهرا با دل شاکی رفت با یه چادر خاکی رفت جیگرم میسوزه ****** وقتی دیدم مادرم با یه حرومی روبهرو شد روضه از اینجا شروع شد از همون لحظه که مرگم دیگه واسم آرزو شد هر چی ایستادم روی پنجهی پا، قدّم نرسید نانجیب رو سر مادرم همش، نعره کشید از غم سیلی و صورت کبود، شد موهام سفید وسط کوچه، جلوی همه (مادرمو زد) ۲ هر چی میگفتم، بیحیا نزن (کوتاه نیومد) ۲ آسمونو غم گرفته یاد اون سیلی که افتادم بازم گریهم گرفته وقت برگشتن به خونه چادرش روی سرش دیدم چرا محکم گرفته آسمونو غم گرفته مادرم با کسی دعوا نداره، (بی حیا نزن) ۲ دستتو رو ناموسم بلند نکن، (بی هوا نزن) ۲ من خودم دارم بلندش میکنم، (هی با پا نزن) ۲ یه جوری زد که گوشواره شکست (یارالی ننه) ۲ مادرو زد با هر دو تا دست (یارالی ننه) ۲ ****** کوچهای تنگ و دلی سنگ و دستی سنگ
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد