نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای تشت یاریَم بده، دیگر بریدم این زهر را به قصد شفایم چشیدم کم سن و سال بودم و پیری به من رسید مانند شمع، قطره به قطره چکیدم راضی به مُردَنم که نبینم مغیره را میزد مرا مغیره و، یک زن به او نگفت زن را کسی مقابل شوهر نمیزند راضی به مردنم، که نبینم مغیره را من ناز مرگ را، به دل و جان خریدهام عمری ز کوچه رد شدم و سوخت صورتم کوچه نرفتهای که بدانی چه دیدهام نامحرمی به مادر من، حرف زشت زد جایی نگفتهام که چه حرفی شنیدهام سنگین شدهاست گوش حسن، مثل مادرم آزرده از صدای بلند کشیده است ناموس مرتضی به کمک احتیاج دارد فریاد زد حسن، کمکم کن خمیدهام این تنگه نفس، اثر زهر کینه نیست از کوچه تا به خانه، فراوان دویدهام مگه یادم میره، من بودم و کوچهی غمها مگه یادم میره، دستی سیاه که میره بالا مگه یادم میره، روی زمین نالهی زهرا مگه یادم میره، من بودم و یه گل پرپر مگه یادم میره، زخمه روی صورت مادر مگه یادم میره، خونابهی بال کبوتر وای مادرم مادرم مادرم... خونمون از اینوره کجا میری بیا بیا چیزی تا خونه نمونده، جون بابا راه بیا چادرت خاکی شده، اینقده رو خاکا نشین برا تا گوشوارتو بردارم از روی زمین حسن جان...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد