نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بس که آقاست به دنبال گدا میگردد ناز عشّاق کشیدن زِ مرام حسن است دست ما نیست اگر سینهزن اربابیم این مسلمانی ایران زِ کلام حسن است حرم و نام و وجودش همه شد وقف حسین هر حسینیه که برپاست خیام حسن است او چهل سال بلا دید بماند اسلام صبر شیرازهی اصلی قیام حسن است هر که خونش حسنی شد زِ خودی حرف شنید کوچه خلوت بود، نانجیب دومین مردک پست که عمری نمک حیدر خورد دارد زد بر سر مادر به غرورم برخورد ایستادم به نوک پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد بر مادر خورد خاطرهی روز دوشنبه یه عمره قلبم رو سوزونده تو گوشمه صدای سیلی جونم رو به لبم رسونده ای وای حُرمت تو کوچهها نگه نداشت پای چشم مادرمون بنفشه کاشت پاشو رو چادر مادر گذاشت گفتم بهش اگه بابام بود تو کوچه گردنت رو میشکست نگاهی کرد به تَه کوچه دید کسی نیست راه رو رومون بست گفتم نامرد صدا رو من بلند نکن با غیض صدا ای بددهن بلند نکن ای بیغیرت دست روی زن بلند نکن خوب میدونستم نانجیبه نداره رحم دلش سیاهه خوب میدونست که مادر ما چند وقتیه که پابهماهه میگفتم که نامردِ بیحیا نزن ای وای ای وای میزنی بیهوا نزن تو صورت دختر مصطفی نزن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد