نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شبیه برف که درگیر آفتاب شده دلم ز شدّت هُرم فراغ آب شده میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست گناهکاری من، بین ما حجاب شده چقدر پیش نگاه تو معصیت کردم چقدر پیش تو این عاشقت خراب شده به سیلی پدرانه همیشه محتاجم که سربهراه شد آن طفل که عتاب شده چقدر آه نوشتم به دست تو نرسید فراقنامهی من اینچنین کتاب شده به غیر پشت در خانهات کجا بروم؟ همان گدای سرافکندهی جواب شده وصال یار بجز سوختن میسّر نیست بگو به شمع که پروانهات مجاب شده درخت آب نخورده ثمر نخواهد داد دعا به لطف همین گریه مستجاب شده برای برده خریدن بیا سر بازار به این سیاه بگو نوکرت حساب شده تو را به خون علی اصغر حسین بیا برگرد بیا که شیعهی تو غرق در عذاب شده سهشعبه خورد به مشکی و آبرویی ریخت رشید اهل حرم از خجالت آب شده عمو کجاست ببیند بجای جرعهی آب طناب حرملهها قسمت رباب شده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد