
شاه گردون سریر یا عباس ماهِ روشنضمیر یا عباس در خَمِ زلفهای بیتابت دلِ عالم اسیر یا عباس مادرت بیبدل چنان مریم پدرت بینظیر یا عباس دست خالی نشد ز خانهتان بازگردد فقیر یا عباس هیچجای جهان چو قبر تو نیست اینچنین دلپذیر یا عباس ******* گفتم به دامنم بگذارم سر تو را ماندم سرت کجاست که سر درنیاورم ایکاش به همره خود داشتم عبا میچیدمت میان عبا مثل اکبرم